خرید بک لینک
حال و هوا مانند آسمان بالای سرابری و بارانیست و من دلم گرفتهمن در گوشه ای از زمان حالگرفتار به گذشته یا که آینده دلم گرفتهمن به روشنایی روز اما تاریکی درونم دلم گرفتهمن به هر آنچه که این اطراف دور است ازممن به آن نفر که باید باشد اما نیستمن به آن نیکوتین انسانی که خواهمش اما ندارمشمن به دوای درد درد

برچسب: گرفته, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 20:39

قطره قطره میزند باران بر شیشه ی اتاق
لحظه لحظه میپرسم از آن که ای باران
توکه از پیش خدا آمده ای به من بگو
بگو چگونه میتوان این شب را به پایان برد
تو پاسخ باش بر این تنیدگی حوصله م
تو راهی باش بر دگردیسی آرامشم
تو به نشان بده چگونه عمیق به خواب روم
تو بگو چگونه توان مرد اما کمی نفس کشید


پیمان...

برچسب: خوابی, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 20:39

گر بت شوی، بت پرستی بر من واجب آید
تا به ابد هم باید، بازهم پرستشت خواهم کرد
مگر اینکه روزی ابراهیم شوی برایم...

پیمان...

برچسب: پرستش, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 20:39

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو
رسوایی ولی آنجاست در جمع باشیم اما
هر دو مثل روز اول
عاشق و معشوق نباشیم

پیمان...

برچسب: رسوایی, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 20:39

لینک کانال تلگرامی نوشته های من که خوشحال میشم اونجا هم سری بزنید...

https://t.me/truelove4u

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 20:39

در مدار صفر درجه ی سرد و یخ
جا مانده و تنها دارایی مانده م
ساعتیست که یخ زدیم را اندازه میگیرم
نمیدانم چقدر زمان میبرد اما
میترسم که در انبوه هیاهوها
جان بدهمو بمیرم...

پیمان...

برچسب: مدار,درجه, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 20:39

زوزه ی بادو حرکت برگو صدای بطری قلطان روی زمین
لالایی شب بیداری های این منه کلافه است
دنبال راهی چاهیو دوایی بر این دردم
آه که عذاب است پر از خواب باشی اما
آرامشی بر بالینت حاکم نباشد...

پیمان...

برچسب: بیداری, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 20:39

شبو احاطه ی تنهایی که تن پوشی شده است برایم تنگ و طاقت فرسا
هرچه سقف اتاق را خیره میشوم
هرچه پنجره را به قصد ماه ذل میزنم
آن آرامش این تاریکی شبها به سراغم نمی آید
گویی چیزی در اینجا گم شده است
تو میدانی...

پیمان...

برچسب: میدانی, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 20:39

فکرش را کن
شب سیاه تر از همیشه باشد
تو در آغوشم با چشمانی باز
عجب کهکشانیست برق نگاه تو
در این شب تاریک
در دو قدمی نفسهایت

پیمان...

برچسب: چشمانت, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 20:39

سالی دیگر هم گذشت فصلی دیگر از سریال به پایان رسید ولی گردو غبار دلم بازهم چندساله شد از زوایای مختلف به دنبال اندکی دلخوشی حتی اجباری تمامی 25 ساااااااااااال زندگی را وجب به وجب, مرور میکنم اما با اینکه وسط چله تابستان دنیا را تجربه کرده م موجی از انجماد تمامی تمامم را تسخیر کرده و بازهم سنت همیشگی

برچسب: سردترین,تابستان, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 20:39

صفحه بندی